
خدايا!
نه خورشيد
و نه چاي شيرين و نان و پنير
هيچ كدام صبح هايم را روشن نمي كنند
به من آفتابگرداني بده كه به ياد تو، با او صبحانه بخورم!
خدايا!
مرا به گذشته هايم نبر!
تنها تكه هايي از گذشته را به من پيوند بزن كه گل بدهم!
خدايا!
مرا به خانه ات راه بده!
مي خواهم تو را به نام كوچكت صدا كنم!
گفته بودی که چرامحو تماشای منی
آن چنان محو که یکدم مژه برهم نرنی
مژه بر هم نزدم تا که زدستم نرود
ناز چشم تو قدر مژه بر هم زدنی

تمام دنیای کوچکم را فدای نگاهت می کنم
به شرطی که باز بیایی
بیایی و تا ابد بمانی
تا عشق را رویای خلوتم ندانم...
فاصله و زمان
عشق هاي کوچک را از بين مي برد
ولي عشق هاي بزرگ را قوت مي بخشد.
مثل باد که شمع را خاموش مي کند
ولي آتش را شعله ور مي ساز
دلم می خواد که بی تو تنهای تنها باشه...می فهمی؟!

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد
وسعت تنهاییم را حس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه ی پنهانیم را حس نکرد
امروز روز تولدم بود
تلخی این روز رو حتی هیچ کسه هیچ کس حس نکرد....
delvapasi yek lahze amanam nadad
nagofti ke man ham deli daram
va ashk haye nagoftei baraye to
baraye baraan
pas chera intor bikhial
be deltangihayam labkhand mizani?
yek emshab ke man az sare niaz
dare kenare mehrbanihaye to am
inghadr namehraban nabash
dasti bar ghobare dirsale in panjere bekesh
bogzar booye baharo baboone
be otaghe man ham biayad
magar che mishavad??
hozoooore to
fale hafez
panjerehaye baz be sooye bahar
khodaya
khab mibinam?
ke janash ghorbani nemikonad
ke dood an
ta sar hade khodavand beravad
ta shayad khodayash eltemas ooo ra beshnavad
va doayash ra mostajab konad..
nemidoonam az kodom setare mibini mano
cheshmato mibandio dobare mibini mano..![]()
اگر در خواب می دیدم غم روز جدایی را
به دل هرگز نمی دادم خیال آشنایی را
![]()
حالا دیگه تورو داشتن خیاله
دل اسیر آرزو های محاله
غبار پشت شیشه میگه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره...
این دو لذت شریف را
آفریدگار مهر،
گوهر نهاد آدمی شناخته ست .
رهروی شنید و گفت :
کار عاشقان پاکباخته ست!
گفتم : ای رفیق راه،
یک نگاه مهربان که از تو ساخته ست !
عیدتون مبارک
![]()
من می ایم
اسمان
روزی نشینم پیش تو
تا ببینم می توانم حمل این چشمان خیس...
که همه سوی تو خیره
اشک است
و طلب
و حاجت دل
تو بگو می توانم حمل ابن ها؟!
من می ایم اسمان
حالا ببین...
امروز
روزیه که
ثانیه های ۳۰روزم بی تو کشتم...![]()

همه گویند که من عاشق اویم
گرچه می دانم که خود عاشق اویند
لیک می ترسم یا رب
نکند راست بگویند...
az khab ke barkhastam ensan bodam
hal nemidanam
ensani hastam ke khabe parvanei ra didam
ya parvane i ke dar khabe ensana

Khire be khataye ghahveyi cheshmat bodam
Ke haleyi jeloye cheshmamo gereft
Abi bod ke az ghalbam mijoshid
Bi sabr done done mioamad
O ba har ghadami ke a z man fasele migerefti
Joshesh bishtar mishod
Chi bood..
Ki bodam
To?
nemidonam

ماهی را سبز می کشیدم
سبزه ای را سرخ می کردم
و دهان بچه های جهان را با نقل هایی شیرین می کردم
نقاش نیستم
اما خیال پرداز خوبی هستم
پس می توانم...
نمی دونم آخرین بار همین جا بود
می گفت و من می نوشتم
خیلی خوب بود
نمی دونم قهره؟
شایدم از من بدی دیده...
اما این جا تا اطلاع ثانوی به دلیل گم شدن احساسم ، متروکه!
اگه اینو خوندی برگردو خوب گلم؟![]()

نوعی از مرگ بودی
شاید!
نظیر پروانه ای رنگین بال
خشکیدن
در میان دفتر خاطرات
خاطرات ۲تایی
خشکیدم! خشکانیدیم!
میشکنم بی تو و نیستی
به سراغم نمی آیی
تو کجایی
تو کجایی
تو کجایی...![]()
شبی که رفتی
بی خبر...
چشمانم را با بلور های گریه
آذین بندی کردم
بی آنکه دلیلی بخواهم...!
این بود شادی من پس از رفتنت..
نفهمیدی
چون بی صداست شکستنم![]()

گوش کن
با تو ام
گوش کن
تو بیا
وهیچ
بس...![]()