دوباره دلم واسه قربت چشم هات تنگه
دوباره این دل دیوونه واست دل تنگه
وقت از تو خوندن ستاره ی ترا نه هام
اسم تو برای من قشنگ ترین آهنگه
بی تو یک پرنده ی اسیر بی پروازم
با تو اما می رسم به قله ی آوازم
اگه تا آخر این ترانه با من باشی
واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم
با یه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره
نذار از نفس بیافتم تویی تنها راه چاره
.... ..... ..... ....
تویی که عشقمو از نگاه من می خونی
تویی که تو طپش ترانه هام پنهونی
تویی که هم نفس همیشه ی اوازی
تویی که آخر قصه ی منو میدونی
اگه کوچه ی صدام یه کوچه باریکه
اگه خونم بی چراغه چشم تو تاریکه
می دونم آخر قصه می رسی به داد من
لحظه یکی شدن تو آینه ها نزدیکه...
(معرکه بود!!؟)
حسنا صادقی
حسنی صادقی
اگه نبینین از دست دادین
تا ماه بیاید_
با این همه شب تاریک چه کنم؟ - برهنه پا – در آستان ماه-
به خاک می افتم- و روزی تمام کفش های زمین را می خرم-
و به دریا می اندازم- تا تو برهنه پا بیایی- وقتی که ماه، بالای
دشت می ایست آرام- در آستان نور به خاک بیفتی-
آن وقت تو پیامبرِ عشق شده – به خیابان باز خواهی گشت.